آقای دل های بی قرار،دلتنگ توام عجیب....

سلام بهانه ام...!
حالت چگونه است؟
آقای دل های بی قرار،دلتنگ توام عجیب....
آقای مظلومیت من و تمام دوستانم که فراموشت کرده ایم را ببخش.
چندین روز است که هر چه به وبلاگ های دوستانم سر می زنم
همه مثل من فراموش کرده اند برایت بنویسند و با تو سخن بگویند
بهانه ی من...!
یعنی تو هم انقدر که دلگیر شدم دلت می گیرد؟
چه می گویم...!
مگر می شود کسی از اینکه یادش نکنند ناراحت نشود...
دلم برای غربت هرار ساله ات خون است.
بهانه...
دوباره رفتم وپیچک خریدم. میخواهم اینبار آنها را در اتاق دلم بکارم تا اگر یادت فراموشم شد حداقل با ندای آنها به یادت بیافتم.
مرا ببخش که برای حرف زدن با تو به دنبال بهانه ام...
تو خود بهانه ی همه چیزی...!
* * * * * *
سی و خورده ای روز مانده تا اول محرم جدت حسین(علیه السلام) محض نگاه نازنینت هم که شده می خواهم چله گناه نکردن بگیرم . دستم بگیر مبادا رها کنی....

نجوایی منتظرانه از لاله پرپر

تاریخ ارسال : جمعه 21 آبان 1395  09:37 ب.ظ  | نویسنده :   محمد مهدی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد