بیا و اهل زمین را مونس باش

غروب انتظار
غروب غریبی است
و دلتنگی به هیچ روی دست‌بردار نیست
اینجا نه تنها غروب‌هایش
که در همه لایه‌های زمانش
غربت بیداد می‌کند
برخی سر به گریبانند
برخی مدت‌هاست که گل از گل‌شان نشکفته
اما برخی انگار مالیخولیا دارند؛
از صبح تا شب هزار بار مسیر
قاف آرزوها را مرور می‌کنند
و باز هم هیچ...
اینها هم غریبند
منتها مدل غربت‌شان طور دیگری است
با خیال زنده‌اند
خیال‌های خالی...
غافلند و نمی‌دانند که اگر همه
جل و پلاس دنیا را هم روی هم بگذارند
به هیچ نمی‌ارزد
مولاجان! ای همه بهانه از تو
کجایی؟
شمار اهل زمین سر به فلک گذاشته
اما در عین پر کسی بی‌کس است
آقا جان بیا و ما را از این غربت نجات بده
بیا و اهل زمین را مونس باش...

العجل یا مولا

تاریخ ارسال : پنجشنبه 14 تیر 1397  05:26 ب.ظ  | نویسنده :   محمد مهدی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد